خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 7:34

لحظاتِ یقین ....

یعنی از درکِ تفسیر " دوست داشتن "

به بهارِ عشق رسیدن .

ترانه ها را بلند بخوان

در حلقهِ شیرینِ ...

علاقه و آشتی

در جشنِ پیوندِ آفتاب و ماه

بر آسمانِ دلدادگی .

چ زیباست .....

نوازشِ غریبانهِ پرستو با پرستو

در انتهای فصلِ هجرت

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:12

ستاره ای خاموشم ...

در پسِ خلوتِ شبهای دلتنگی

از تماشای پریشانیِ سایه ها

ک آرامش را به گروگان برده ند

به گمانم دنیای حسود

از علاقه پرستوهای دلتنگ

از روشنایی نطفه بسته شده عشق

به تنگ آمده .

باید سر بر کویِ چاهِ درد

فریادِ سالها انتظار را

به گوشِ آسمان رساند

باید خدا را به یاری خواند

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:12

میچرخم بر مدارِ پایدارِ خویش

تا ساده ترین کلامت

سرگیجه های حیرانی م را

به طلوعی دوباره بکشاند

در اقیانوسِ نگاهت غرق شده م

گم گشته ای ک در بیکران افقِ سرخ گون

پیدا نمیکند خود را .

مینویسم....

از پرسه های لحظاتی

ک تعبیر تمام دلتنگی های من ست

از آینده دوری.....

ک اشکالِ تنهاییم را

در بی وزنیِ اشعار

تکرار کنان

هر شب

هر روز

بر شانه پنجره های عزلت

زمزمه میکند .


برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:12

همه دلخوشی های " م "

گردِ ...

طواف های بی وقفه تقدیر

در دایره حکمتِ عشق

به دور تو میچرخد .

دل آشوبم ...

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:12

هی فلانی زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی ک تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمیخواهی

من گمانم زندگی همین باشد

آری زندگی همین ست

" مهدی اخوان ثالث "

پ ن :

از همه کسانی ک خواننده این وب بودن کمال تشکر رو دارم

شاید روزی دیگر در مکانی دیگر قصه دیگری رو شروع کردم .

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:12

جانِ دلم ...

آوازِ علاقه را سر بده

ک ذکرِ دوست داشتنت

پیشانی به خاک نشسته م

بر سجاده خاطرت

به حرمتِ دلِ شکسته و نازکی احساس

برای گزاردنِ نمازِ عشق

با اشکِ دیده وضو میسازد



برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

بیا و حواسم را به سمتِ عطرِ حضورت پَرت کن بادها را به حراج گذاشته اند به کدام جهت کدام سو سر بچرخانم ؟ ک تو ... ن از خواب ن از فال و ن از دعا و ن از ناگزیری اشکهایم باز نیامدی . آنقدر همپایِ انتظار قدم زده ام ک کبوترانِ عشقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

رویاهای پاره پاره م

به امیدِ روشنایی موعود

جان ها نذر میکرد

کلمات میسرود

آیه ها تلمذ میکرد

خواب های آسمانی

شمارشِ ستاره گان

به حروف مقطعه باران

سوگندها یاد میکرد

ندایی گفت...

حوصله کن ...خواهد آمد

همه چیز درست خواهد شد

اندوه بارِ سفر خواهد بست

و خورشید ....

پاره های روشنِ نور را

بر خانه دل منزل خواهد کرد

عشق...دوست داشتن پیامِ وحی بود

از رسالتی ک ناتمام ماند

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

سیب بهانه ای بود

برای هبوطِ آدم و حوا به زمین

ک عشق ارمغان هستی

در دستانِ خدایی بود

ک نخستین نجوای عاشقی را

در گوش آدم زمزمه کرد

و خدا دلش شکست

اما آدم را به حوا بخشید

و سیب مهریه حوا شد

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

با تشکر از خوانندگان محترم لطفا کُپی نفرمایید !

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

دلهره هایم را از پسِ

انتظاری شیرین

در لابلایِ ذکرِ سطوری ک به آرامشم میخواند

پنهان میکنم .

ندایی میگفت....

تا آوای استقامتی

شوری.....عشقی..

بر سایه سارِ ایمان باقی ست

نمازهایت را شکسته بخوان

ک سفرِ عشق دشوار ُ طولانی ست

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

عروسکانِ انتظار... پچ پچ کنان از حسرت دخترانی میگویند ک از پشت ویترین با چشمانی آرزومند بغض های شکسته سر میدهند عجب دلدادگانی هستند دخترکانِ خیال پرداز و حسرت به دل . کودک درونشان فریاد زنان روزها ویترین ها را به تماشا نشسته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

با خود میاندیشم.... باید با طلوع خورشید به پنجره های باز به عشق سلامی دوباره داد تخیلِ سکوتِ آب و اینه را به جریانِ تقدیر سپرد و همپای ترانه و شعر به شکوفایی گل سرخ نشست حالا ک در من اشتباق رُستنِ رویاهاست به فردا دیگر نمیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

گریزی نیست آنقدر از ضربه های دوران شکسته م ک شکلِ ظرفی خمیده دسته لیوانی شکسته به خودم زخم میزنم میراثِ به جا مانده از چشم های نگرانی ک سوگواریش را در گوشه عزلتِ روح به شعر نشسته ست تو رفته ای و من شبیه کشتی بی بادبان اسیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

صفحه بندی