خرید بک لینک

گریزی نیست

آنقدر از ضربه های دوران شکسته م

ک شکلِ ظرفی خمیده

دسته لیوانی شکسته

به خودم زخم میزنم

میراثِ به جا مانده از چشم های نگرانی

ک سوگواریش را در گوشه عزلتِ روح

به شعر نشسته ست

تو رفته ای و من

شبیه کشتی بی بادبان

اسیرِ طوفانی نابهنگام

خمیازه های بی کس و وحشتم را

همچون امواجی شکسته و خسته

بر صخره های بی رحمِ دنیا

فریاد میزنم .
در عمقِ بی نهایتِ اندوه
با صَرفِ دل واژه هایی غمگین
با تَمسُک جستن به آیات قرآن
بخدایت میسپارم

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:53

صفحه بندی